| بودجه 1392 |
|
|
|
|
بخشنامه بودجه 1392 از نگاه دکتر بحرینی
بسم الله الرحمن الرحیم با ابلاغ بخشنامه بودجه سال 1392 کل کشور توسط ریاست محترم جمهور، نخستین گام اجرائی تدوین بودجه سال آینده کشور برداشته شد. بودجه مهمترین سند ملی سالانه است که پیشنویس اولیه آن با تلاش و مشارکت گسترده کلیه دستگاههای اجرائی و با محوریت و مدیریت معاون برنامه ریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهور تهیه میشود. این پیشنویس اولیه طی یک بررسی چندسطحی در کمیسیونها و صحن مجلس شورای اسلامی مورد مداقه قرار میگیرد و معمولاً با تغییرات و تعدیلات قابل توجه به تصویب نمایندگان میرسد و چنانچه از سوی شورای نگهبان مغایر با شرع و قانون اساسی تشخیص داده نشود، برای اجرا به دولت ابلاغ خواهدشد. اهمیت قانون بودجه از آنجا ناشی میشود که دخل و خرج سالانه کشور و برنامه کاری که بناست طی سال توسط دولت (و بخش خصوصی با هدایت دولت) به اجرا درآید، در این سند فهرست میشود. در این نوشته، نکاتی از بخشنامه بودجه 92 کل کشور مورد کنکاش قرار میگیرد: اول- سال 1392 نهمین سال از دوره بیست ساله سند چشم انداز جمهوری اسلامی ایران (منتهی به سال 1404) و سومین سال از دوره اجرای قانون برنامه پنجم توسعه (منتهی به سال 1394) است. یادآوری این واقعیت که قریب یک دوم از هریک از این دو بازه زمانی را پشت سر گذاشته –و به تعبیری از دست داده ایم- تذکر بسیار مهم و سودمندی برای کلیه دستگاههای اجرائی و شرکتهای دولتی است که مخاطبان اصلی این بخشنامه هستند. سند چشم انداز، میثاق ملی مردم ماست که توسط مقام معظم رهبری ابلاغ شده و نشان دهنده جایگاهی است که کشور عزیزمان در عرصه های علمی، اقتصادی و .... در افق چشم انداز –یعنی فقط دوازده سال دیگر- باید بدان برسد. کسانی با سند چشم انداز جمهوری اسلامی ایران آشنایی دارند میدانند که نحوه نگارش این سند به شیوه مقایسه ای است. به عبارت روشنتر اهداف تعیین شده در این سند کمّی نیست و تنها به این مطلب اکتفا شده که ایران اسلامی در افق 1404 باید در عرصه های مختلف در منطقه آسیای جنوب غربی (شامل کشورهای آسیای میانه و قفقاز، خاورمیانه کوچک و کشورهای همسایه) «اول» باشد. اهل فن میدانند که این نحوه هدف گذاری، به ویژه در منطقه ای که در آن، کشورهای کم و بیش مدعی حضور جدی و حرکت پرشتابی دارند، به چه معنی است و چه میزان کار و تلاش و همت و تدبیر و همدلی و وفاق میطلبد. اگر دستگاههای اجرائی و شرکتهای دولتی که مواد اولیه بودجه را فراهم میکنند، معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبردی ریاست جمهوری و هیأت وزیران که لایحه بودجه را تصویب میکنند، و نمایندگان مجلس که با رأی خود آن را به قانون مبدل میسازند، از توجه دائمی به هدف گذاری عالی نظام در سند چشم انداز غفلت کنند و منافع کوتاه مدت و منطقه ای یا دستگاهی را بر منافع بلندمدت ملی ترجیح دهند، گناهی نابخشودنی مرتکب خواهندشد و مسیر درخشان تعالی ملی را دچار انحراف خواهندساخت. التزام به اسناد بالادستی سند بودجه از جمله سند چشم انداز و قانون برنامه پنجم شرط لازم برای تدوین یک بودجه کارآمد است هرچند شرط کافی نیست. دوم- در تدبیر اقتصادی جامعه، دولتمردان حداقل از دو نوع ابزار یا سیاست اقتصادی استفاده میکنند: سیاستهای پولی و سیاستهای مالی. بودجه ابزار سیاست مالی است. در سند بودجه دو بخش اصلی وجود دارد که کمّ و کیف هریک از آن دو بخش در سرنوشت اقتصادی جامعه تأثیرات جدی دارد. در واقع، سند بودجه در دو بخش مختلف خود به دو سؤال کلیدی جواب میدهد: سؤال اول این است که دولت در سال مورد نظر چقدر در کل اقتصاد هزینه خواهد کرد و مبالغ مزبور را صرف چه اموری خواهد نمود؟ چقدر و به چه کسانی حقوق خواهد داد؟ چند کیلومتر و در کجا جاده و خط آهن خواهد ساخت؟ چند بیمارستان با چه ابعادی و در چه مناطقی احداث خواهد نمود؟ چقدر به مردم یا تولیدکنندگان یا صادرکنندگان به صورت نقدی و غیرنقدی یارانه خواهد پرداخت؟ و ..... . سؤال دوم که به لحاظ رتبی قبل از سؤال نخست مطرح و در سند بودجه به آن جواب داده میشود این است که دولت مبلغ مورد نیاز برای انجام مخارج موردنظر خود را از کجا تأمین میکند؟ چقدر از کارمندان، تولیدکنندگان، واردکنندگان، مصرف کنندگان و .... مالیات خواهد گرفت؟ چقدر از اموال و دارائیهای دولتی مثل کارخانه ها و مانند آن را به فروش خواهد رساند؟ چه بخش از نیاز مالی خود را از طریق فروش نفت تأمین خواهد نمود؟ و .... . روشن است که کمّ و کیف پاسخگویی قانون بودجه به هریک از این سؤالات، بر روند اقتصادی کشور، بر تولید ملی، بر سطح تورم و بیکاری و در نهایت بر سطح رفاه مردم مؤثر است. در بخشنامه بودجه سال 1392 نکات قابل توجهی وجود دارد که ناظر به دو بخش پیش گفته و سؤالات قابل طرح در آن دو بخش است. به عنوان مثال، در رابطه با منابع بودجه تصریح شده است که «پیشبینی میشود در سال آتی اقتصاد جهانی کماکان با رکود نسبی مواجه بوده و لذا قیمت جهانی انرژی نفت افزایش قابل توجهی نخواهد داشت.» این پیش بینی به این معنی است که دستگاههای اجرائی باید در سبد منابع کشور، نقش کمرنگ تری برای منابع حاصل از فروش نفت در نظر بگیرند و یک گام به سوی اقتصاد بدون نفت فراپیش نهند. تذکر جدی که در این رابطه باید به همه ارکان بودجه ریزی کشور (دستگاهها، معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهور، هیأت وزیران، کمیسیون تلفیق و نمایندگان مجلس شورای اسلامی) داد این است که این جمله ترجیع بند همه بخشنامه های بودجه در سالهای گذشته نیز بوده است. سالهاست که مسؤولان به تبعیت از رهبر معظم انقلاب، سودای اقتصاد بدون نفت را دارند و بر ضرورت آن به درستی پای می فشرند. اما با کمال تأسف علیرغم همه این بخشنامه ها و گفته ها، در عمل، حرکت بسیار کندی در مسیر رهایی اقتصادمان از نفت داشته ایم. نگاهی به بودجه های سنواتی نشان میدهد که سهم درآمدهای نفتی از بودجه عمومی دولت نه تنها کم نشده، بلکه روند افزایشی نیز داشته است. اگر قرار باشد نفت را منبع اصلی درآمدی کشور ندانیم و نقشی را که بیگانگان سالهاست در اقتصاد جهانی و در نظام مرکز-پیرامون برای ما تعریف کرده اند –یعنی فروشنده نفت خام- با عزم و اتحاد ملی بازتعریف کنیم، ناچاریم بر منبع بدیل نفت یعنی مالیات تکیه کنیم. این رویکرد در بخشنامه بودجه 92 به درستی اتخاذ شده است: «ارتقاء ظرفیت و کوشش مالیاتی برای افزایش سهم درآمدهای مالیاتی از محل منابع بودجه با افزایش پایه های مالیاتی، ایجاد پایگاه مؤدیان مالیاتی و شفاف سازی مبادلات اقتصادی .....». هشدار جدی که در این رابطه باید به دولت محترم داد این است که تأکید بر مالیات ستانی بیشتر راهبرد مهم و حساسی است که معمولاً توسط کارگزاران دولتی به درستی فهم نمیشود و به دلیل همین درک سطحی و نادرست از مقوله مالیات، آثار نامطلوب و گاه، صدمات مهلکی به اقتصاد تحمیل میگردد. ضابطه مالیات ستانی این است که تلاش برای افزایش درآمدهای مالیاتی تحت هیچ شرایطی نباید به تولید ملی ضربه بزند. مهندسی پایه و ضرائب مالیاتی باید به گونهای باشد که انگیزه تولیدکنندگان برای تولید بهتر و بیشتر تقویت شود. بیان دقیق این مطلب این است که دولتها باید به بخش تولیدی جامعه به مثابه یک منبع پایدار و بلندمدت برای اخذ مالیات و کسب درآمد بنگرند نه به مثابه یک منبع کوتاه مدت و زودگذر. مطالعات نظری و تجربی اقتصاددانان نشان داده است که دولتهایی که برای مالیات گیری از بنگاههای تولیدی بی تاب و عجول هستند، اقتصاد کشورشان را از یک منبع پایدار درآمدی محروم میکنند. مالیات گیری اولاً و بالذات مطلوب تولیدکننده نیست و اثر انگیزشی آن در حفظ و توسعه سطح تولید، منفی است. غفلت از این نکته کلیدی و تحمیل فشار مالیاتی بیشتر بر تولیدکنندگان به بهانه رهاساختن اقتصاد از نفت، اگر با درایت و تدبیر همراه نباشد، آسیب جدی به کشور وارد خواهدساخت. واقعیت این است که دستگاه مالیاتی کشور، در بسط عدالت مالیاتی توفیق چندانی نداشته است. همه میدانیم که در اقتصاد ایران بسیارند صاحبان درآمدهای سنگین و میلیاردی که خود را از چتر پوشش مالیاتی خارج نگهداشته اند. مشکل کار ضعف قانون باشد یا ضعف مجری، نتیجه فرقی نمیکند. بدترین شیوه مالیات گیری آن است که دولت عجز خود را از شناسایی و مالیات ستانی از بخش پنهانکار و خاکستری اقتصاد با تحمیل فشار بیشتر بر بخش شفاف و صادق اقتصاد و اخذ مالیات بیشتر از آنان جبران کند. البته به نظر میرسد در تهیه بخشنامه بودجه 92 به این امر توجه شده است. تأکید بر راهبرد «شفافسازی» در بند 1-2-1 بخشنامه حاکی از همین امر است. امیدواریم دستگاههای ذیربط، در عمل به این راهبرد مهم ملتزم بمانند. سوم- پس از ابلاغ سیاستهای کلی اجرای اصل 44 قانون اساسی، حرکت در جهت مردمی کردن اقتصاد به روح حاکم بر اقتصاد کشور –حداقل در حوزه تقنین- مبدل شده است. بودجه نقشه راه یکساله اقتصاد کشور است و الزاماً باید بر سیاستهای کلی نظام استوار باشد. اگرچه رئیس جمهور محترم در در بند 2-1 بخشنامه، «بهبود فضای کسب و کار، افزایش رقابت و حمایت از حضور فعال بخش غیر دولتی» را به عنوان یکی از مهمترین راهبردهای تدوین بودجه 92 معرفی کردهاند، اما باید به این واقعیت تلخ اذعان کرد که مشی عملی دولت در سالهای گذشته چندان موافق این راهبرد نبوده است. بی توجهی عملی دولت و شخص رئیس جمهور به «قانون بهبود مستمر فضای کسب و کار» که در پایان دوره هشتم مجلس شورای اسلامی به تصویب رسید و سقوط رتبه کشورمان در شاخص فضای کسب و کار به عدد 144 (که بدترین رتبه کسب شده توسط ایران است)، برخی از قرائنی هستند که میتوان به استناد آنها به دولت محترم در این زمینه هشدار داد. بدون تردید، اگر بودجه 92 بدون التزام عملی دولت و مجلس به مقوله بهبود فضای کسب و کار به عنوان پیش شرط مردمی کردن اقتصاد -که از مؤلفه های مهم اقتصاد مقاومتی است- تصویب و اجرا شود، قطعاً نخواهد توانست در شرایط استمرار تحریمها، حرکت اقتصاد ایران را در مسیر توسعه بلندمدت آن تضمین کند. در مجموع، راهبردهای مطرح شده توسط رئیس جمهور محترم در بخشنامه بودجه 92، راهبردهای مناسب و قابل قبولی است. اکنون نوبت دستگاههای اجرائی، هیأت وزیران و مجلس شورای اسلامی است که راهبردهای مزبور را در تهیه و تصویب قانون بودجه رعایتکنند. مهمتر از همه، التزام عملی دولت به اجرای بودجه مصوب خواهدبود که علاوه بر تکلیف قانونی، ضرورت تاریخی امروز اقتصاد ایران نیز هست. |
دیدگاه ها
دیدگاه های جناب آقای دکتر محمد حسین حسین زاده بحرینی درباره مجلس شورای اسلامی...
سوابق و مسئوليتها
معاونت آموزشی و پژوهشی دانشکدهي علوم حدیث تهران از سال 1377 تا 1382
همكاري با دفتر مطالعات استراتژیک وزارت اقتصاد
عضویت در شورای طرح و برنامه ی صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران
و ...










